"بنیاد سینمای آوانگارد" - چرم گردون

دانلود فیلم های اکسپریمنتال

"بنیاد سینمای آوانگارد" - چرم گردون

دانلود فیلم های اکسپریمنتال

تغییر زمان برگزاری جشنواره بین المللی فیلم سبز ایران

Image result for ‫تغییر زمان برگزاری جشنواره بین المللی فیلم سبز ایران‬‎

تغییر زمان برگزاری جشنواره بین المللی فیلم سبز ایران 

این رویداد سینمایی با تصمیم برگزار کنندگان 18 تا 24 شهریور برگزار خواهد شد

با توجه به مشارکت حداکثری استان های جنوبی کشور و افزایش دمای هوا در ماه های تیر و مرداد در نهایت مقرر شد ششمین دوره جشنواره بین المللی فیلم سبز ایران  به منظور برگزاری هرچه بهتر و حضور حداکثری علاقه مندان به حفظ محیط زیست در استان ها برای حضور در این رویداد فرهنگی زیست محیطی و تماشای آثار رسیده به ششمین جشنواره بین المللی فیلم سبز، شهریور ماه امسال برگزار شود. 

این جشنواره به منظور ارتقا فرهنگ و آگاهی رسانی حفظ محیط زیست در تهران و همزمان در سراسر کشور برگزار می‌گردد.                                                                                                                                  

"بنیاد سینمای آوانگارد" برگزار کننده این رویداد هنری در هرمزگان می باشد

پروفسور محمدرضا اصلانی: فیلم زن که می آفریند


پروفسور محمدرضا اصلانی:                                                


فیلم زن که می آفریند، ما را به دیدن ذات جهان-گوهر جهان- دعوت می کند. ما را به صبوری در برابر ذات جهان، ما را به دیدنی برای خیال کردن همه جهان می برد..

باید فیلم را دید. بی پلک زدن. همچنان که زن پلک نمی زند : همه ذرات جهان را. همه ذرات لحظه ها را از نور، که غروب- شب می شود، تا تاریکی، که طلوع میکند،ذره ذره با صبوری عجیب جهان خلقت؛ که فراتر از صبوری ما ، در این ذره گی، ما صبوری خود زاده می شود. ما به شهادت جهان می رویم، همچنان که آن قدیس قهرمان- به شهادت رفت- به شهادت برسون. حتی خورشید در این شهادت می سوزد، محو می شود، و جز طیف بیرنگی دریای موج های ریز بافت از خود بجا نمی گذارد. و طیف نیز فرو می ریزد. و ما همه ی اینها را در واقعیتی یگانه شده با واقعیت فیلمیک می بینیم، اگر به صبوری جهان باشیم.
 می توانیم تحمل نکنیم. اما اگر تحمل کنیم، هر لحظه ذره یی (ذره- موج) یک حادثه است که ما چون مرگ و تولد پی در پی، از آن می توانیم گذر کنیم، و به عینه تجربه شان کنیم.
انسان امروز که گمان ندارم هیچگاه، فرصت ایستادن در برابر یک غروب و یک شب خالص و ناب را بی هیچ صدایی، داشته باشد، - خاصه انسان فیلم زده- اینجا فرصت می کند که با دیدن همه لحظات بی هیچ کم و کاستی ، نه تنها حضور جهان را، که حضور خود را لمس کند. یکی شدن زمان فیلم با زمان جهان، به ما اجازه می دهد، که ما نیز با جهان و با حضور جهان یکی شویم؛ و با واقعیت حضورمند خود- گم شدن در هیاهو- فارغ و رها شده از همه اضافات شرور، مواجه شویم.
رکن الدینی ما را به اصلی ترین وجود جهان می برد، ما را به صلیب شدن نه یک قدیس، که به صلیب شدن جهان می برد. و ما می باید چون صلیب صبوری کنیم و پایداری، و یک لحظه که صلیب مان می شکند، شب شدن آغاز می شود. و ذرات شب ما را احاطه می کند. با خونسردی کند و فکور یک قاتل حرفه یی، در محو کردن همه چیز محو شدن جهان. به فقدان درآمدن جهان و تصویر. اما چیزی ، چیزی چون همواره یک جنایت قاتل، در اینجا، در این لحظه، به واقع یک واقعه – فاجعه آخرالزمانی وقوع می یابد. یا نه تصویر می یابد. تصویری مطلق. واقعی ترین آخرالزمان. نه یک آخرالزمان ساخته و پرداخته، ساخته و دستکاری شده و ماجرا طلب.
رکن الدینی ما را در واقع به طلوع زمان می برد. زمان ... متصل. زمان بی وقفه، که شکوه بی وقفه بودنش ، حضور مرگ آسای ماست.
رکن الدینی به این ترتیب، ما را به ذات سینما می برد. سینمایی خالص، که از همه پیرایه ها آسوده شده، و می تواند خود را بازیابد. تصویر مطلقی باشد از نبودن. نبودن فیلم، و بودن سینما. آن سوی برسون. آن سوی بی چیزی، که تاتر مدرن مدعی آن است. ما همچنان که با مطلقیت نور طلوع کننده روبرو می شویم، با مطلقیت سینما روبه رو می شویم. سینما می تواند تصویری باشد از وجود جهان. سینمای آنتولوژیک. نه سینمایی یا فیلمی که از آنتولوژی سخن می گوید.
سینمای رکن الدینی نه از سینما سخن می گوید ونه از چیزی. هست. چون یک وجود. برهنه، چون آن برهنگی که در اطراف خانه خدا می باید بود. سینمای برهنه و عاری از هر آرایه، و عرضیات. سینمایی که می تواند با جهان، با زمان آغازین جهان، و با زمان آخرین جهان یکی شود. ذره ذره فرو رفتن و برآمدن جهان را به چون یک حادثه ناب، در خود یکی و یگانه کند.
اما چه کسی در جهان فرو شده در زرق، فرو شده در بدلی جات، این سینما را خواهد توانست دید؟
رکن الدینی ها ، در چنین جهانی، همچون خود جهان، گم خواهند ماند. جهان در حضور من وجه بی وجه خود گم شده است، و رکن الدینی ها، فرو شده در ذات جهان و یکی شده با او، سینما را با جهان یکی می کنند، و همذات شده با ذات جهان، این خطر کردن را تجربه می کنند، که در هیاهوی بدلی جات گم شوند و محروم شوند از دیده شدن. و تحقیر شوند در نگاه بدلی های جانشین جهان شده.
اما این گم شدن،- بلا تتشبیه- چون گم ماندن اقطاب که جهان به رکن آن هاست جوهری است که با این گم مانده در واقع خود را و ذات خود را – من را- حفظ می کند. و مصون می ماند. این گم شدن ماندن اوست در افتخار ماندن. گوهر در اعماق دریای وجود است و خفته در اعماق دریاهای سهمگین. و کشف شده شان آویز سینه های بلورین است و بس.

گنج نهان : اولین فیلم مستند بنیاد سینمای آوانگارد در بندر تاریخی لافت

گنج نهان : اولین فیلم مستند بنیاد سینمای آوانگارد در بندر تاریخی لافت

 

ندای هرمزگان: گنج نهان اولین فیلم مستند بنیاد سینمای آوانگارد در بندر لافت تصویر برداری شد.  

گنج نهان نخستین تجربه زبیده گردکانی در مقام کارگردان همزمان با روز عید سعید فطر 1396 در بندر تاریخی لافت کلید خورد.

این فیلم مستند که به بررسی ظرفیتهای فرهنگی و همچنین گردشگری منطقه بندرلافت می پردازد، پس  از 3 روز فیلمبرداری وارد مرحله پیوند شده است.

زبیده گردکانی که بیشتر به عنوان مدل(غیر بازیگر) و تهیه کننده در فیلم کوتاه هرمزگان مطرح است، با بیان اینکه تحقیق این مستند 3 هفته به طول انجامید در خصوص چگونگی تولید فیلم افزود: " از آنجا که رشته تخصصی خودم حفاظت و مرمت بناهای تاریخی است، بنابر پیشنهاد آقای مختاری، معاونت میراث فرهنگی و گردشگری هرمزگان جهت انجام ماموریت در خصوص تهیه گزارشی از بادگیرهای بندر لافت به این جزیره باستانی رفتم. در نخستین مواجهه با این سرزمین، از دیدن آنهمه ظرفیت تاریخی و بافت منسجم منطقه(در بخش بندر قدیم لافت) شگفت زده شده و تصمیم گرفتم جدا از وظیفه سازمانی، فیلمی مستند بسازم در خصوص جذابیتهای توریستی و گردشگری لافت".  

تهیه کننده فیلم های "من در محدوده ادراک" و "محاکمه زن ناشناس" در ادامه در مورد شیوه ی ساختاری فیلم توضیح دادند:

"مستند گنج نهان به دنبال معرفی موقعیت بندرلافت از بابت بافت تاریخی، مهمان نوازی و مردم شناختی است.

همچنین در کنار مردم شناسی، سعی شده است به صورت غیر تجربی و بدون روایت های پیچیده به شناسایی مکان های دیدنی نیز بپردازیم."

ایشان همچنین از جشن روز عید سعید فطر در لافت، اسکله و جنگل حرا، کوچه و گذر، بادگیرها و فعالیت روزمره ساکنین به عنوان موضوعات مطرح شده در فیلم نام بردند.

زبیده گردکانی در پایان افزود: " فیلم با هزینه ای بالغ بر 3 میلیون تومان و با بودجه شخصی ساخته شده؛ که البته این رقم بدون در نظر گرفتن دستمزد عوامل محاسبه شده است.

ضمن اینکه باید از مردم بندرلافت تشکر ویژه داشته باشم که بخشی از هزینه های فیلم را با همکاری خوبشان کاهش دادند".

طبق گفته کارگردان، مستند گنج نهان اکنون در مرحله مونتاژ به سر می برد و بنابر پیش بینی مونتور، اواخر تیرماه در بندر لافت به نمایش در خواهد آمد.

عوامل فیلم گنج نهان عبارتند از:   

نویسنده و کارگردان: زبیده گردکانی 

مشاور: شایسته فرح

مدیریت تولید: محمد امین اخلاصی

تصویر بردار: سعید عامری و علی قراگزلو

هماهنگی: عبدالقادر سفاری

حمل و نقل : فهد سفاری

مجری طرح : محمدرضا رکن الدینی

تهیه کننده: زبیده گردکانی

تهیه شده در بنیاد سینمای آوانگارد

تیرماه 1396 

نگاه استاد محمدرضا اصلانی به فیلم بلند " زن می آفریند"

نگاه استاد محمدرضا اصلانی به فیلم بلند " زن می آفریند"


فیلم زن که می آفریند، ما را به دیدن ذات جهان-گوهر جهان- دعوت می کند. ما را به صبوری در برابر ذات جهان، ما را به دیدنی برای خیال کردن همه جهان می برد..

باید فیلم را دید. بی پلک زدن. همچنان که زن پلک نمی زند : همه ذرات جهان را. همه ذرات لحظه ها را از نور، که غروب- شب می شود، تا تاریکی، که طلوع میکند،ذره ذره با صبوری عجیب جهان خلقت؛ که فراتر از صبوری ما ، در این ذره گی، ما صبوری خود زاده می شود. ما به شهادت جهان می رویم، همچنان که آن قدیس قهرمان- به شهادت رفت- به شهادت برسون. حتی خورشید در این شهادت می سوزد، محو می شود، و جز طیف بیرنگی دریای موج های ریز بافت از خود بجا نمی گذارد. و طیف نیز فرو می ریزد. و ما همه ی اینها را در واقعیتی یگانه شده با واقعیت فیلمیک می بینیم، اگر به صبوری جهان باشیم.

 می توانیم تحمل نکنیم. اما اگر تحمل کنیم، هر لحظه ذره یی (ذره- موج) یک حادثه است که ما چون مرگ و تولد پی در پی، از آن می توانیم گذر کنیم، و به عینه تجربه شان کنیم.

انسان امروز که گمان ندارم هیچگاه، فرصت ایستادن در برابر یک غروب و یک شب خالص و ناب را بی هیچ صدایی، داشته باشد، - خاصه انسان فیلم زده- اینجا فرصت می کند که با دیدن همه لحظات بی هیچ کم و کاستی ، نه تنها حضور جهان را، که حضور خود را لمس کند. یکی شدن زمان فیلم با زمان جهان، به ما اجازه می دهد، که ما نیز با جهان و با حضور جهان یکی شویم؛ و با واقعیت حضورمند خود- گم شدن در هیاهو- فارغ و رها شده از همه اضافات شرور، مواجه شویم.

 

رکن الدینی ما را به اصلی ترین وجود جهان می برد، ما را به صلیب شدن نه یک قدیس، که به صلیب شدن جهان می برد. و ما می باید چون صلیب صبوری کنیم و پایداری، و یک لحظه که صلیب مان می شکند، شب شدن آغاز می شود. و ذرات شب ما را احاطه می کند. با خونسردی کند و فکور یک قاتل حرفه یی، در محو کردن همه چیز محو شدن جهان. به فقدان درآمدن جهان و تصویر. اما چیزی ، چیزی چون همواره یک جنایت قاتل، در اینجا، در این لحظه، به واقع یک واقعه فاجعه آخرالزمانی وقوع می یابد. یا نه تصویر می یابد. تصویری مطلق. واقعی ترین آخرالزمان. نه یک آخرالزمان ساخته و پرداخته، ساخته و دستکاری شده و ماجرا طلب.

رکن الدینی ما را در واقع به طلوع زمان می برد. زمان ... متصل. زمان بی وقفه، که شکوه بی وقفه بودنش ، حضور مرگ آسای ماست.

رکن الدینی به این ترتیب، ما را به ذات سینما می برد. سینمایی خالص، که از همه پیرایه ها آسوده شده، و می تواند خود را بازیابد. تصویر مطلقی باشد از نبودن. نبودن فیلم، و بودن سینما. آن سوی برسون. آن سوی بی چیزی، که تاتر مدرن مدعی آن است. ما همچنان که با مطلقیت نور طلوع کننده روبرو می شویم، با مطلقیت سینما روبه رو می شویم. سینما می تواند تصویری باشد از وجود جهان. سینمای آنتولوژیک. نه سینمایی یا فیلمی که از آنتولوژی سخن می گوید.

سینمای رکن الدینی نه از سینما سخن می گوید ونه از چیزی. هست. چون یک وجود. برهنه، چون آن برهنگی که در اطراف خانه خدا می باید بود. سینمای برهنه و عاری از هر آرایه، و عرضیات. سینمایی که می تواند با جهان، با زمان آغازین جهان، و با زمان آخرین جهان یکی شود. ذره ذره فرو رفتن و برآمدن جهان را به چون یک حادثه ناب، در خود یکی و یگانه کند.

اما چه کسی در جهان فرو شده در زرق، فرو شده در بدلی جات، این سینما را خواهد توانست دید؟

رکن الدینی ها ، در چنین جهانی، همچون خود جهان، گم خواهند ماند. جهان در حضور من وجه بی وجه خود گم شده است، و رکن الدینی ها، فرو شده در ذات جهان و یکی شده با او، سینما را با جهان یکی می کنند، و همذات شده با ذات جهان، این خطر کردن را تجربه می کنند، که در هیاهوی بدلی جات گم شوند و محروم شوند از دیده شدن. و تحقیر شوند در نگاه بدلی های جانشین جهان شده.

اما این گم شدن،- بلا تشبیه- چون گم ماندن اقطاب که جهان به رکن آن هاست جوهری است که با این گم ماندن در واقع خود را و ذات خود را من را- حفظ می کند. و مصون می ماند. این گم شدن ماندن اوست در افتخار ماندن. گوهر در اعماق دریای وجود است و خفته در اعماق دریاهای سهمگین. و کشف شده شان آویز سینه های بلورین است و بس. 

 

نوشته شده توسط محمدرضا اصلانی